
Jerry loved gangster movies. When a new one came out, he would go to the theater and watch the new movie three or four times. Then, when it went to video, Jerry would buy the video at Barney’s Video Store. Jerry had a home collection of over 1,000 gangster videos. Old ones, new ones, color, black and white, English, Spanish, Japanese — he loved them all. He could tell you the name of the movie, the director, the stars, and the plot. Did you say you liked “Pulp Fiction”? Well, Jerry would rattle off all the details of that movie. And then he would invite you to his place to watch it some time. He was a nice guy.
جری تصمیم گرفت اسلحه بخرد
جری بالدوین ۳۰ ساله بود. او مدیر یک پیتزا فروشی بود. او در آپارتمانی در حدود یک مایلی شمال رستوران زندگی میکرد. او پیاده به محل کار میرفت و برمیگشت. وقتی باران میبارید، با اتوبوس میرفت. جری عاشق فیلمهای گانگستری بود. وقتی فیلم جدیدی اکران میشد، به سینما میرفت و سه یا چهار بار آن فیلم جدید را تماشا میکرد. سپس، وقتی فیلم به ویدئو میرفت، جری آن ویدئو را از فروشگاه ویدئو بارنی میخرید. جری یک مجموعه خانگی از بیش از ۱۰۰۰ ویدئوی گانگستری داشت. قدیمی، جدید، رنگی، سیاه و سفید، انگلیسی، اسپانیایی، ژاپنی – او عاشق همه آنها بود. او میتوانست نام فیلم، کارگردان، ستارهها و طرح داستان را به شما بگوید. آیا گفتی «داستان عامهپسند» را دوست داری؟ خب، جری تمام جزئیات آن فیلم را با صدای بلند تعریف میکرد. و سپس شما را به خانهاش دعوت میکرد تا مدتی آن را تماشا کنید. او آدم خوبی بود. جری بالاخره تصمیم گرفت که دوست دارد اسلحه داشته باشد، درست مثل گانگسترها. بنابراین او پولش را برای چند سال پسانداز کرد. سپس به یک فروشگاه اسلحه رفت و یک هفتتیر کالیبر ۳۸ دست دوم به قیمت ۳۰۰ دلار خرید. در آنجا، چند جعبه مهمات نیز خرید. صبح شنبه بعد، او به باشگاه تیراندازی رفت تا با هفتتیر جدیدش تمرین کند. او فقط ۱۰ دقیقه در باشگاه بود که بهطور تصادفی تپانچهاش را انداخت. اسلحه شلیک شد و گلوله به زانوی راست جری خورد. جری اکنون درست مانند برخی از گانگسترها، لنگان لنگان و با عصا راه میرود.